به یاد عاشقان میدان زندگی
گل عشق
در باغچه نفسهایت کاشته ام
چند صباحی دیگر
که گلهای دوستی غنچه کنند
عطر دلدادگی و هم نفسی
عشوه کنان
ذره ذره وجودت را به آغوش میکشند
آنگاه
به زادگاه شکوفه ها سفر کن
سر بر شانه های خیس شقایق بگذار
به یاد روزهای دلتنگی و
شور بارانهای بی هنگام
گوش نوازترین موسیقی عالم را
بر تن خسته آفتاب بنواز

