حکایت

عجب حکایتیست
تویی که باید می‌ماندی
و منی که باید میرفتم
راه ها مسدود شده اند
و صندلی ها شکسته اند
مقصدی نیست و مبدا
زنجیر به پاهایمان زده است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

logo-samandehi