در تار و پود شبهایت بافته میشوم
چون باران،بر ثانیه هایت ریخته میشوم
میان بن بست عشق مانده ته خستگیها
بر پنجره بسته چشمانت آویخته میشوم
در تار و پود شبهایت بافته میشوم
چون باران،بر ثانیه هایت ریخته میشوم
میان بن بست عشق مانده ته خستگیها
بر پنجره بسته چشمانت آویخته میشوم