شاید پاسخ را باید در ناآگاهی جست، و در ایدئولوژیهایی که زنجیرههای تعصب و خشونت را بهوجود آوردهاند. این تعصبات، زمینهساز کشتارها و فجایع بیشماری در تاریخِ بهظاهر زرینِ انسان بودهاند. چرا که بار سنگین شریعت، گاه چشمان انسانِ دوپا را کور کرده و او را به موجودی بدل ساخته که در پی اثبات باورهایش، گرفتار چنگال بیعدالتی شده و سرانجام، معنای وجود خود را پوچ میانگارد.ا
ما آیا واقعاً ارزش دارد که همچون زندانیانِ تمثیل غار افلاطون، خود را در تاریکیِ سایهها حبس کنیم؟
انسانی که حتی یکبار، نور علم و حقیقت به چشمانش بتابد، دیگر هرگز به دنیای آشفتهی سایهها باز نمیگردد.

