برگها از شنیدنِ گذشته،
بر شاخههای درختان میخشکند
جادههای بیشماری
بر کویرها میگریند.
باغبانها گلهای رز را
با مرثیهای خاموش،
پژمرده کردهاند.
واقعیتهای خاکستری،
در چشمان انسانیت،
از سکوت میهراسند.
و نگاههایی از تهِ زمان،
بر مزارِ خونینِ تاریخ،
گرد و غبارِ انسانیت را
دوباره میآفرینند.

