من آمده ام که با بوسیدن لبانت غرق گناهی بشوم
با نگاهت نور باران و دعای صبح گاهی بشوم
با شمشیر نگاهت دل و جانم را چنان که آزردی
میخواهم لحظه ای در آغوشت غرق سیاهی بشوم
من آمده ام که با بوسیدن لبانت غرق گناهی بشوم
با نگاهت نور باران و دعای صبح گاهی بشوم
با شمشیر نگاهت دل و جانم را چنان که آزردی
میخواهم لحظه ای در آغوشت غرق سیاهی بشوم