تکه های
خاطرات ناخواسته ی فرداها و ….
میدان مین گذاری شده ی دیروزها را
میان هزاران خمپاره و
شبنم های خفته در صبح رویایی
در انقلابی از حس نفرت
پشتِ میله های زندانِ سینه ام
حبس میکنم….
اینک
ایستاده
در چهارراه زمان
روی گسل های لرزانِ زندگی
٫ شیهه ی خشم آلودِ روزگار را میشنوم.
آنیتا آرزومانیان

