گوهر

ز هر گوهری ریزد اشک و آه و خونی
آمده ای بیخبر بر سر راهم ، تو همانی
گشته ام سالها به دنبالت در آسمان ها
مگذار رود ز دل یار مجنون ای جوانی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

logo-samandehi