روزگار

از دل سنگ روزگار سرد و کبودیم
همه عمر چون دریا تشنه ی رودیم
غروب رنگی را ندیده توشه سفر بستیم
بغض را فرو خوردیم و کوه درد بودیم

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

logo-samandehi