بیزارم

از هرچه حس دوست داشتن است بیزارم
به غزلهای عاشقانه شک دارم.
حس شهوت تاج پادشاهی دارد…
تبسم ها دروغ و ریا دارد.
محبت ها همه دلیل و منطق دارد…
چشمها گرد شده از تهوع احساس
مردمک ها ورم کرده
زیر گلوله های نفرت
ثانیه به ثانیه به دنبال میخانه ای
در کوه و صحرا
باد و طوفان
برف و باران
همه به دنبال حس پلیدی
تب جان دادن در آغوشی…

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

logo-samandehi