مینوشم آخرین فنجان قهوه به یادت
تا در غفلت فراموش کنم نبودت را
میان آسمان تیره روزگار سیاه
مشق عشق را مینوسم اما چه غریبانه…
طلوع عشقت تماشایست
تماشای رویت عجب بهانه ایست…
رفتی یادت گلباران کرد افکارم را…
عشقت بر لاله های شکفته در وجودم چنگ زد…
میان سیاهی مطلق نشسته
در مزرعه ی احساسم
لبریزم از درد پیچیده در وجودم…..

