قمار عشق

افکار مسموم
اسلحه ای در دست
آماده ی شلیک
لحظه ی نشئگی
شروع بازی
در قمار عشق چه آسان باختمت
کارت آس را چه سنگدلانه نشانم دادی
تیر خلاص را نشانه بر قلبم رفتی
در آخرین ایستگاه عشق
سوگندهایمان…
بوی خیانت در امانت می دهد
تو در آغوش معشوقه ات
من در حسرت هوس لبانت…
راه برگشتی نیست
شب ها را به سوی میخانه روانه میشوم
رگ هایم رودخانه ای از الکل
در حالتی از اغما…
میان هزیان های شبانه
تشنه ی دیدار چشمان مخملی ات
نزدیک به خط پایان
در انتظار کارناوال مرگ
انتهای قمار زندگی…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

logo-samandehi