گرفتار سرطان افکارم
که همچون
عقرب پیر شکست خورده ای
آلوده میکند ذهن آشفته ام را
یاد آور میشودخط سرگذشت ها را
طومار عشق کهنه را…
رباط های ذهن بیمارم
درگیر خاطراتی مغشوش
غرق میکند در خود
غزلهای ناتمام
کلمات نیمه جان را…
لاشه آرزوهایم را میدرد
کرکس اندیشه های حسرت و شهوت….

