🔴 شاعران معاصر میتوانند میراث ادبیات را حفظ کنند
… بعد از مدت ها اندیشیدن در این باب و خواندن مقالات بسیار باید بگویم بله،شاعران معاصر می‌توانند میراث ادبیات را حفظ کنند.” اما” باید نظر داشته باشید ابتدا شعرا و نویسندگان باید تفکرات مستقل خود را بنا کرده و به سوی آرمان ها و اهداف خود حرکت کنند و از غارت و به قتل رساندن اندیشه ها به دور باشند و باید کلونی واژگان خود را پیدا کرده تا از گنجینه با ارزش واژه ها لذت برده و اثری ناب خلق کنند،همچنین از تجربه های قدما و ادبا عرصه شعر یاری جویند و در مسیر حرکت های خود، به سوی نواندیشی گام بردارند.شاید شعر از یک اتفاق ساده شروع شده و آرام_آرام به سوی پختگی حرکت کند.خواه شعر کلاسیک باشد،خواه شعر نو.میتوان به جرات بگوییم که گذر زمان شعر جلا داده و آن را چون الماسی درخشان نمایان می‌کند و البته که بهترین منتقد برای شاعر خواهد بود.شعر یا اثر ادبی باید نو باشد و فرزند واقعی زمان باشد و به اقتضای نیاز جامعه باشد تا بتواند اثری ماندگار خلق گردد و گرنه شعری که امروز گفته شود و فردا روزی به باد فراموشی سپرده شود فایده ای ندارد.شاعر باید بتواند جلوتر از زمانه خود حرکت کرده و با توجه به موقعیت های اجتماعی و سیاسی جامعه گاه در لفافه سخن گوید چون حافظ و گاه بی پروا چون فروغ.
شاید بزرگترین خلا امروز در جامعه برای محافل ادبی نداشتن فعالیت های بنیادین و عرصه ای برای پرورش شاعران تازه پا به عرصه هنر گذاشته است و مهمتر از همه نداشتن آموزش فرهنگ کتابخوانی و آشنایی با ادبیات ملل و بالا بردن سطح آگاهی است.
ولی باید گفت که شاعر بال پروازی دارد و آن قلم زرین و افکار و اندیشه های می‌باشد که او را به سوی بام موفقیت و حفظ ادبیات هدایت می‌کند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *