در این پاییز بی بهار زندگی
غزل چشمانت
دروغترین،حقیقت بود
شاعر بی شهر قصه عشق
میان زندان کوچه ها
حرمت بغض را میشکند…
در بازار خودسوزی
ترانه های خط خورده
فصل تازه ملودی درد
نواخته میشود.
زنی بیگانه
شناور در زمان حال
بی هیچ گذشته و آینده ای
عاشق آفتابی ایست
که از خود سایه ای ندارد.
