صبوری سنگها
و سنگ بودن گلها
آیینه های بی سایه و
سایه های بی جان
از زندان های بی زندان بان و
مجازات های بی محاکمه
طوفان های بی هدف و
تلاطم بی هنگام امواج
و…زخم های التیام نیافته ی حقیقت
عالم گویی به یکباره
خالی از هیاهو میشود
و هر لحظه اش تازیانه ایست
آبستن از زخم هایی گرگرفته
و پلی ایست به سوی دریایی از مه.
