گاه میشنویم
گاه میبینیم
گاه هراسان
به(خودِ)
آن سوی آیینه
خیره میمانیم.
به شرم درون چشمهایمان
ترس نهفته در نبضهایمان
دلواپسی های وامانده
در لحظاتمان…
زمان و مکان،
به سرعت سخن میگویند.
پاندول ساعت،
بی اختیار اشک میریزد.
صدای لطیف ناقوس
ساعت تقدیر را
به سوی
گرگ و میش دردها نشانه میگیرد.
کلمات نجیبانه سخن میگویند
خشم فرو میریزد
چه بی رحمانه
ترانه ها،
بر قلبهای سرمستمان لذت میبخشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *