اولین سکانس پاییز
آخرین خزان امید
همراه رنگهای
زرد و قرمزش شروع میشود.
اولین خاطره جنگیدن با گذشته
با میدان مین گذاری شده ی خاطرات
شروع به نمایش میشود.
تمام ناتمامم
چشم به راه ترانه هایست
که در گلوی هزار و یک حنجره می گریند.
ستاره هایمان در جستجوی یکدیگر
میان رنگهای آبی و خاکستری
به دنبال یکدیگر میروند…
و در میان گرد و خاک تنهایی
دو ستاره نقره ای،هرگز
جفت هم نیفتادند.
