در من زنی شکست
که هر لحظه از عمرش را
بر روی گسل هایی از
احساسات ترد شده
به یاد گلهای
سرخ و سفید سپری کرد.
در من مردی شکست
که با چشمان خمارش
آخرین گلوله ی رهایی را
بر زخم های زخمی ام شلیک کرد…
در من زنی شکست
که هر لحظه از عمرش را
بر روی گسل هایی از
احساسات ترد شده
به یاد گلهای
سرخ و سفید سپری کرد.
در من مردی شکست
که با چشمان خمارش
آخرین گلوله ی رهایی را
بر زخم های زخمی ام شلیک کرد…