در میان تاریخ پر هیاهو و سایه های گرفتار در قفس بی رحمی چشم بر جهان گشودم و در میان سیاهی و سپیدی روزگاری گذشت. افسوس بشر همواره در خواب عمیق جهالت به سر می برد.در طول زمان ها جنگ میان خوب/بد بوده است.بازی هایش میان نقاب ها همواره ادامه داشته.در لحظه هایی شمیم گنگ تنهایی در میان نبرد سرد افسردگی زندگی بر لبان خون آلود بشریت بوسه می زند.قلبها زخمی چشم ها آکنده از حس نفرت و در نهایت مرگ انسانیت..تاریخ میگرید و بر درخت خشکیده اش در انتظار تولد انسانیت مینشیند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *