ساعت از ۱۲ میگذرد
نجوایی مرا به سوی خود میکشاند
بی اختیار میگشایم پنجره را
به تاق آسمان مینگرم
چه عاشقانه است
ستاره با ماه
زمین با آسمان
خورشید با ابرها سخن ها میگویند.
و من با تو ،غرق خیال
همراه گمگشته ترین نت ها،
میشنوم سمفونی بتهوون را
آن هنگام که
گرفتار عظیم ترین فاصله هایم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *