دسته شعر سپید

بوسه

یک بوسه ز تو خواستم و هیچ ندادی مهری به دلت کاشتم و هیچ ندادی صبر ایوب را ز دلت تمنا دارم هزاران حسرت داشتم و هیچ ندادی غم را هنر عشق و آفریدن نیست سینه پر ز اسرار شناختم…

حکایت زندگی

زیبا حکایتیست زندگی. زیباست…برای ماندن دشوار برای رفتن. دیرتر از فردا زودتر از دیروز باز هم…تکرار. ترسان از خورشید لرزان از گرما مست اسرار تلخ باز هم…تکرار. شروعی است بی پایان پایانیست بی شروع. ریزش اشتیاق هایست در طلوعی بی…

روزی

روزی خواهی آمد از درخت زاران دور افق های بی انتها. زیر باران اشکها خواهی آمد. با دورترین خاطره ها خواهی ساخت خاطره ای. شاعر لحظه های درد دیرتر از فردا زودتر از امروز بوی گس تب عشق را خواهد…

بگو

بنشین کنارم به سخنانم گوش بسپار از عدالتت بگو نابرابری هایت خلقت بر باد رفته ات. از عرشت ات بگو فرش سنگ شده ات. سینه های زخمی از امید دستان خشک شده به دعا و تاجی از خارها که بر…

آهنگ وداع

در آرزوی صبحی دل انگیزم سرشار از بوی عطر بهار نارنج برخیزم و کابوسی به نام زندگی را در قاب تاریخ رها سازم روزهایم را بر تقویم ورق زنم ارسال کنم عمر کاغذیمان را به واپسین سالها و فریاد زنان…

عدالت

کودک پریده رنگ سرزمینم به دنبال دستان مهربان فرداها تا میزند،نامه های نانوشته عدالت ها را در شبانگاه عریان آریایی و اشک ریزان زیر نور نقره فام مهتاب در آغوش بیستون و کوروش کبیر تاریخ را بر هم میزند. و…

ساحل دریا

از ساحل بی دریا دریای بی موج موج بی فریاد فریاد بی بغض میکنم خواهش رهایم کنید از این قفس دلتنگی. از غروب بی خورشید خورشید بی فروغ التهاب لحظات بی تو میکنم خواهش رهایم کنید از این قفس سرد…

کابوس

دیدن کابوس تخریب رویاست اسیر شب گشتن نابودی امیدیست که نطفه اش صدای طپش های آرزوست. و لحظه ی تولدش بهاری خفته در زمستان است. و چون گل یخی در انتظار دستانیست برای گریز از سرما.

چشمانت

زندگی قمار عجیبیست رسیدن به آرزوها جاده ی لغزنده ایست دل سپردن به آتش افسونگریست. تنیده تور را آسمان سایه افکنده در غربت چشمانت، و چون زائری تشنه پا مینهم به سرزمین مقدس چشمانت.

logo-samandehi