دست هایم کویریست آلوده به بیدادگریست دستهایم خالیست پر از خط خطی های خیالیست قفسی طلایست… اما سرچشمه تباهیست آغازگر نوریست که شعله هایش بیانگر تاریکیست شکست سکوتیست که پایان دلخوشی های رویایست