خاورمیانه جاییست که بدترین شکل حکومت های توتالیتر و محافظه کار در آن شکل گرفته اند.چرا که همیشه گرفتار خرافات و تعصباتی بودند که خود راهیست به سوی کشتار ملتی بی گناه.
شرق توهمی ایست که بار سنگین زمان بر دوش یکایک ملت های گرفتار در قفس زرین بی عدالیست،جایی که رنج ها را با تازیانه هایی بر روحمان می تراشند،غم ها را می ستایند و عدالت را به دار می آویزند.نفس می‌کشیم اما سرب داغی در ریه هایمان جاریست؛گناهمان “فقط” زن بودن است.
افکار اسیدی هر لحظه چهره ی لیبرالیسم را می‌سوزاند و ایدئولوژی های هزاران ساله پشت ویترین های رحم و مروت با نقاب خودخواهی و وحشی گری به فروش می رسند.
حیات سیاسی در شرق در کنترل الیگارشی مرکب از افسران ارتش،سرمایه داران و …. در حال غرق شدن است و انقلاب ها در منجلاب فاشیسم مدرن در حال جان دادن اند.فریادها به گوش نمی رسند چراکه مشروعیت زیر لگد های قدرت دار فانی را وداع می‌گویند و اینچنین است که خاورمیانه گرفتار عادت و تقلید است.اندیشه هایش ابتکاری ندارند و خشک مغز است،چرا که سوسیالیسم با عقب ماندگی فکری و تاریخی مشرق سازگار است.
اما برای دستیابی به جهانی عاری از جنگ و خونریزی نیاز است که زمان بایستد ،دوباره متولد شود و تاریخ به نقطه صفر بازگردد،ایسم ها نابود گردند و بشری باری دیگر از بطن منطق و خرد متولد شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *