هجاهای به هم زنجیر شده ی کلماتم
در اسارت آهنگ چشمانت
هارمونی از اشعار
کلاسیک و سپید را قلم می زند
شیره ی قافیه را میکشد
و من بی اختیار در جوششی از موسیقی
نت های به هم پیوسته قصه عشق را
می نوازم….
در میان ساعات پر شتاب زندگی
سوگند به ضربه هایی که خورده ام
به امید دیدن اشباح خاطرات
به نقطه ای در بی نهایت
خیره خواهم شد….
