از کابوس های کودکی ات بگوی
از آرزوهای بر باد رفته
پرسه زدن های خیالی
امیدهای خفته ی سرگردان
از بوته های سوخته ی رویاها
روزهای شیشه ای و
سایه های در به در
و من تنهاتر
که در فراسوی خود
از فروریختن دنیای خیالی خویش
در هراس است
ضربان واژگان را
در هسته ام حبس میکند.
