آتش در آسمان نیمه شب غوغا میکند
چراغ ها را روشن کنید
که غم در آفاق شب ظهور میکند.
باد زمزمه گر نجوا،که
در بهاران زمستان طلوع و
آفتاب سوزان امید
در پستوی اشکها غروب میکند.
در این روزگار تلخ تر از زهر
و در جاده ی پر از سنگلاخ نا امیدی
امید کلیدش را
به دست اهریمن تباهی میسپارد.
سوگند به تمامی رویاهای نیمه کاره
که من به دنیا شک دارم….
