سیگار

عجب دردیست…. دنیا دیوانه ایست که چون سیگاری ذره ذره احساسمان را میکشد و در آخر زیر خروارها خاک دفنمان میکند….

عجب دردیست…. دنیا دیوانه ایست که چون سیگاری ذره ذره احساسمان را میکشد و در آخر زیر خروارها خاک دفنمان میکند….

تا کرانه های عشقت بی پروا،پرواز خواهم کرد در کنار معبد مقدس آرزوهایمان میان خوابی از جنس بیداری بوسه های سرد اطلسی را بر گونه هایت خواهم نشاند… باور کن…میراث دار هزاران دردم. در لحظه ی هم آغوشی لبانم با…

هجاهای به هم زنجیر شده ی کلماتم در اسارت آهنگ چشمانت هارمونی از اشعار کلاسیک و سپید را قلم می زند شیره ی قافیه را میکشد و من بی اختیار در جوششی از موسیقی نت های به هم پیوسته قصه…

در گریزم از تعقیب روزگار سرگردان که همچون جلادی طناب های آتشین در دستش سلاخی میکند سرنوشت ها را.. باران داغی از چشمهایم سرازیر میشوند کوران های عمیق درد مرا در خود غرق میکنند سکوت شرم آوری حکم فرماست ناگهان…

به تنهاییم پناه میبرم اتاقم…..کتابهایم به دور از دیگران دیگران؟ همان انسان نماهای دوپایی که تظاهر به مهر میکنند و خنجر بر دل میزنند. اشکهایم بی اختیار سرازیر میشوند همچون گلوله های سربی بر عمق زخم هایم ،فرو میریزند. هزاران…

در گرگ و میش مبهم روزگار پنجره ها بسته است روزنه ای نیست! تلفن خاموش. در درازای این شبهای مرموز صدای آوازت به گوش نمی رسد…! می خواهم…..آری می خواهم بر گیتارت تارهایی باشم تا با انگشتانت بر تن عریان…

نگاه ها سرد حال آدم ها بد حرف ها پر از کنایه خنجر ها نگین انگشت ها نفرت سلطان قلب ها عشق بازیچه زمانه آتش محبت خاکستر زمستان بی رحم حکمران دنیا شده…

صدای تیک تاک ساعت کنج دیوار صدای آژیر ماشین حمل بیمار صدای نفس آدمهای در حین کار صدای جنگ و خونریزی صدای مرگ خاموش انسان ها… اینچنین ثانیه ها در حال گذرند اینچنین تاریخ در حال گذر است اینچنین قلب…

با تلخ ترین نت های دنیا می نوازم موسیقی دنیا را دیروز بی خداحافظی رفتی دلم هزار پاره شد هر پاره هزار ذره شد باران با تمام شدتش میبارد تا هوای بارانی چشمهایم را بپوشاند بارانی که از باریدنش نفرت…

جای عکست در قاب چوبی خالیست شبی برایم غزلی ناب سرودی از سکوت مرگبار ،کابوس ها از درد عشق و فراق یار سرودی برایم گله کردی بر این خسته راه گله از انسانیت …. کاخ ویران شده آرزوهایت را قدم…