anita1

anita1

بگو

بنشین کنارم به سخنانم گوش بسپار از عدالتت بگو نابرابری هایت خلقت بر باد رفته ات. از عرشت ات بگو فرش سنگ شده ات. سینه های زخمی از امید دستان خشک شده به دعا و تاجی از خارها که بر…

آهنگ وداع

در آرزوی صبحی دل انگیزم سرشار از بوی عطر بهار نارنج برخیزم و کابوسی به نام زندگی را در قاب تاریخ رها سازم روزهایم را بر تقویم ورق زنم ارسال کنم عمر کاغذیمان را به واپسین سالها و فریاد زنان…

عدالت

کودک پریده رنگ سرزمینم به دنبال دستان مهربان فرداها تا میزند،نامه های نانوشته عدالت ها را در شبانگاه عریان آریایی و اشک ریزان زیر نور نقره فام مهتاب در آغوش بیستون و کوروش کبیر تاریخ را بر هم میزند. و…

جبر زندگی

زندگی یک جبر است با تکرار بیشمار لحظاتش و همانند مساله ایست که باید آن را حل نمود،اما گاه موجود ضعیف النفسی به نام انسان به جای حل کردن مساله ترجیح به پاک یا فراموش کردن آن میکند و در…

ساحل دریا

از ساحل بی دریا دریای بی موج موج بی فریاد فریاد بی بغض میکنم خواهش رهایم کنید از این قفس دلتنگی. از غروب بی خورشید خورشید بی فروغ التهاب لحظات بی تو میکنم خواهش رهایم کنید از این قفس سرد…

کابوس

دیدن کابوس تخریب رویاست اسیر شب گشتن نابودی امیدیست که نطفه اش صدای طپش های آرزوست. و لحظه ی تولدش بهاری خفته در زمستان است. و چون گل یخی در انتظار دستانیست برای گریز از سرما.

چشمانت

زندگی قمار عجیبیست رسیدن به آرزوها جاده ی لغزنده ایست دل سپردن به آتش افسونگریست. تنیده تور را آسمان سایه افکنده در غربت چشمانت، و چون زائری تشنه پا مینهم به سرزمین مقدس چشمانت.

باران کلمات

غریب حسیست نازنین گشتن محو رویایت رویایت عاشقانه ایست دیدنت رازهای شبانه ایست. بوسه هایت انتحاریست، ترانه هایم ساحل انبوهی از نفس های تنگ سکوت است. باران کلماتم جملات بی شاخ و برگند چون ناقوس های به خواب رفته در…

سخن

ساعت از ۱۲ میگذرد نجوایی مرا به سوی خود میکشاند بی اختیار میگشایم پنجره را به تاق آسمان مینگرم چه عاشقانه است ستاره با ماه زمین با آسمان خورشید با ابرها سخن ها میگویند. و من با تو ،غرق خیال…

logo-samandehi