تقدیم به ارتساخ همیشه ارمنی 🇦🇲

خورشید بر بام جهان غروب میکند دست های کودکان اسیر در چنگال حاکمان درنده خو چون شعریست بی پایان در پی مقدمه ای دهان هایشان پر از کلمات ناگفته ایست که بوی نسترن های وحشی را میدهد تاریخ کشان کشان…

خورشید بر بام جهان غروب میکند دست های کودکان اسیر در چنگال حاکمان درنده خو چون شعریست بی پایان در پی مقدمه ای دهان هایشان پر از کلمات ناگفته ایست که بوی نسترن های وحشی را میدهد تاریخ کشان کشان…

خورشید اشک ریزان از دریچه پنجره های ۱۹۱۵ همواره بر یکشنبه های بی رحم طلوع میکند طلای سیاهی که بدن های عریان بیست عروس بیگناه را غسل داده و رقص کنان میان شعله های آتش رهسپار ابدیت کرده اند اکنون…

ویرانی قلبم را ندیدی چون سوت قطار را نشنیدی

ماهی ای که بی جان افتاده و قصابی که خسته از مشکلات روزانه جسد بی جان ماهی را با تمام عصبانیت خرد میکند و ماهی ای که میداند عاقبتش تابه ایست پر از روغن سپس زیر دندان های انسان چرخ…

🔴 شاعران معاصر میتوانند میراث ادبیات را حفظ کنند … بعد از مدت ها اندیشیدن در این باب و خواندن مقالات بسیار باید بگویم بله،شاعران معاصر میتوانند میراث ادبیات را حفظ کنند.” اما” باید نظر داشته باشید ابتدا شعرا و…

انسان موجودی ایست بی رحم که بی عدالتی در وجودش فوران کرده و گدازه هایش تمام عالم را به نابودی میکشاند او مرا به دست رفیق قدیمی ام با جرقه ای به آتش کشیده و خاکستر فلسفه های انفرادی…

انسان موجودی ایست بی رحم که بی عدالتی در وجودش فوران کرده و گدازه هایش تمام عالم را به نابودی میکشاند او مرا به دست رفیق قدیمی ام با جرقه ای به آتش کشیده و خاکستر فلسفه های انفرادی…

عشق چون شهر خالی از سکنه است شهر کامجویی و لذت پر از مغزهای فاسد و خرافاتیست که در آن افولی دیده نمیشود برده داری نوین، رفتارهای غیرانسانی در دل جامعه فرورفته قدرت در گلوی آلوده به واژه های ننگینیست…

… 💗 شاهد تولد شعرم از بطن شاعری که در خلوت شبهایش کهن ترین تمدن شیدایی را بنا کرده بود اما با یورش فرهنگ به یاد رفته بشریت پایه هایش سست و دچار خودباختگی شده است در سرزمین پهناوری که…

بیزارم از تاریخ از لحظات تکراری از ثانیه هایی که هم آغوش گذشته شده از جهانی که به پایان خود رسیده و بی رحمانه قصه هستی را بازگو میکند گاه شمار زباله دانی از افکار پوسیده گشته است و میان…