وجدان

دوران یخبندان بشریت تاریخ جنگ سرد فرا رسیده… سرمای سخت بی وفایی قلب ها را سنگ کرده. انسانیت به کجا رسیده؟ برادر به برادر رحم نمی کند رنگ های رنگین وجدان سیاه و تار شده دیگر وحشت دوزخ بر جان…

سمفونی عاشقی

زمان شروع نمایش زنی تنها بر روی صحنه می نوازد سمفونی عاشقی را عارفانه می خواند آهنگ زندگی را… تو نقاشی زیبای خدایی شاهکار خلقت تو وجودعصیانگر لحظات به جنگ سرنوشت میروم او را به زانو می نشانم.. از میان…

قمار عشق

افکار مسموم اسلحه ای در دست آماده ی شلیک لحظه ی نشئگی شروع بازی در قمار عشق چه آسان باختمت کارت آس را چه سنگدلانه نشانم دادی تیر خلاص را نشانه بر قلبم رفتی در آخرین ایستگاه عشق سوگندهایمان… بوی…

سهم من

سهم ما از این دنیا چه بوده؟ دست های مشت کرده… بغض شکسته؟ کوله بار غصه؟ نیمکتی تنها… جعبه های مداد رنگی… نقاشی هایمان از جنس تاریکی… رنگ های زرد و نارنجی چهره های فلسفی… حق ما مرگ در میان…

اصالت

قلم را در دست می گیرم اشک هایم ناگزیر سرازیر میشوند به حال انسانیت می گریم فریادهایم را حبس چشمهایم را کور لبانم را قفل…. چگونه اصالت انسانی در مردابی از جهالت و خودخواهی در حال غرق شدن است؟ آرمان…

آخرین بوسه

شراب بوسه ات سینه ی دردها را شکافت انجماد و تاریکی سالیان را شکست… افسوس آخرین جرقه های عشق در کوچه خاطرات میان دیوارهای سرد جدایی جان سپرد….

طوفان

دریای دلم چه بی رحمانه طوفانی است دریای بی کران عشقم چه ظالمانه مغشوش است هر دم لب ساحل قدم می زنم به هم آغوشی ساحل و دریا می نگرم چه عاشقانه غزل عشق خود را می سرایند غزلی ناب…

مقصد

نشسته روی صندلی همه بیدارند در خوابی عمیق کسی در حال خوردن تکه نانی دیگری در فکر درمان مادرش صدای خشم راننده در حین رانندگی… زنی با چمدان درحال رفتن از دیار غربت لبان رنگ پریده اش لبخندی می زند.…

سونامی عشق

در نگاهت سونامی عشق در سکوتت صدها فریاد بودن را تجربه.. رفتن را رها.. ماندن را التماس.. عشق را معنا.. رویا را باور می کنی تمام شقایق های عالم آسمان پر ستاره ی شبهایم دنیایی از آرزوهایم همه تقدیم تو…

دیریست در میان شعله های گر گرفته از غم هجرت حسرت دیدن رخ زیبایت میان سیاهی و سپیدی روزهایم در انتظار کاروان عشق حکایت ها دیدم… هزاران آرزوهای خفته را در میان خاک های سرد دفن کردم. نفرین بر ابرهای…

logo-samandehi